عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

98

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

« يحيى بن اكثم » كه حتّى صورت مسألهء را نفهميده بود ، به جهل خود اعتراف كرد و از امام عليه الصلاة و السلام پاسخ را درخواست كرد . حضرت امام جواد ( ع ) فرمودند : اين زن ، كنيزى است كه تعلّق به ديگرى دارد . در اوّل روز براى مرد ، نظر كردن به او حرام است ، در ميانهء روز او خريدارى مىكند و برايش حلال مىشود ، هنگام ظهر وى را آزاد مىكند و نظر كردنش بر او حرام مىگردد ، عصر او را به ازدواج خود درمىآورد ، برايش حلال مىشود ، موقع غروب با او ظهار مىكند « 1 » و بر او حرام مىشود ، آخر شب كفّارهء ظهار را مىپردازد و بر او حلال مىگردد ، در نيمهء شب او را طلاق رجعى مىدهد و بر او حرام مىشود و هنگام طلوع فجر رجوع مىكند و زن بر او حلال مىگردد . « مأمون » - لعنة اللّه عليه - رو به نزديكان و اقوامش كرد و گفت : آيا از ميان شما كسى پاسخ اين دو مسأله را مىدانست ؟ همگى گفتند : به خدا سوگند كه نه ! نظر امير المؤمنين صائب است . « مأمون » گفت : واى بر شما ، اين خاندان به فضائلى كه دارند ، از ميان مخلوقات مخصوص شده‌اند و سنّ اندك مانع از كمالات آنان نيست . مگر نمىدانيد حضرت رسول خدا ( ص ) ، حضرت على بن ابى طالب را در حالى كه ده سال بيشتر نداشت ، به پذيرفتن رسالت خويش دعوت كرد ، و اسلام او را قبول كرد . اين در حالى است كه هيچ كسى را در آن سنّ و سال به رسالت خويش دعوت نفرموده است . با حسن و حسين ( عليهما الصلاة و السلام ) بيعت كردند ، در حالى كه آنان كمتر از شش سال داشتند و غير از آن دو با هيچ كودكى بيعت نفرمودند . آيا هم اكنون باز هم آنچه را خداوند به اينان اختصاص داده است ، نشناخته‌ايد ؟ آنان فرزندانى هستند كه برخى پدران برخى ديگرند و آنچه براى نخستين‌شان است ، براى آخرين‌شان نيز هست . « عبّاسيان » گفتند : اى امير المؤمنين راست مىگويى ! آنگاه برخاستند و بىمقدار و زبون از مجلس بيرون رفتند . « 2 » پس از اين ، « مأمون » خطاب به حضرت امام جواد عليه

--> ( 1 ) - يعنى مىگويد : « انت علىّ حرام كظهر امّى » « تو همچون پشت مادرم ، بر من حرام هستى . » ( به احكام طلاق در رسائل علميه مراجعه شود . ويراستار ) ( 2 ) - ارشاد . شيخ مفيد .